محکمه امروز
میرحسین موسوی رئیس جمهورکدام رهبری؟!
سرانجام مهندس میرحسین موسوی رسما خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرد.اما وی باید به سؤالات بسیاری پاسخ دهد وازجمله اختلافش با رهبرفعلی جمهوری اسلامی ایران؟آیا در پُشت پرده سیاست، توافق پنهانی صورت گرفته است؟
وی 20سال پیش نخست وزیر قانون اساسی اول بودوبه دلیل اینکه «سه پادشاه دریک اقلیم نمی گنجد»،با اجبار رهبر کاریزمای انقلاب (امام خمینی)تا آخر در این پُست ماند واستعفعاها و چانه زنی هایش را پس گرفت.اختلاف وی با رهبری فعلی و رئیس جمهور پیشین(آیت الله خامنه ای) آنقدر شدید بود که بدون اطلاع امام خمینی تا مرز استعفای قطعی نیز پیش رفت[1]
گفتنی است همانطورکه اولین رئیس جمهوری ایران(ابوالحسن بنی صدر) نخست وزیری آقای رجایی را تحمیلی قبول کرد،آقای خامنه ای (رئیس جمهوری وقت)اولین کاندیدای نخست وزیری اش ازمجلس رأی اعتماد نگرفت وبه ناچار علیرغم اختلافش با میرحسین موسوی (که منشاءآن حزب جمهوری اسلامی بود)وی را نامزد پُست ریاست جمهوری کرد.
اکنون پرسش وسؤالات متعدی درمورد کاندیداتوری آقای میرحسین موسوی مطرح می شود؛ وازجمله اینکه: وی رئیس جمهور کدام رهبری است؟
آیا ایشان دیگربا رهبری فعلی (باتوجه به قدرت فراقانونی ولایت مطلقه فقیه درقانون اساسی) اختلافی ندارد؟
اومی داند که رئیس جمهور این قانون اساسی «احمدی نژاد» است!
وی هم چنین باید عقیده اش را رسما در مورد «نظارت استصوابی» -که مانع کاندیداتوری بسیاری از رجل سیاسی می شود- بگوید.
آقای میرحسین موسوی!
اظهار این سخن که:« روحانیت نباید دولتی شود» حرف تازه ای نیست؟این عقیده را پیش ازانقلاب، آقای مطهری درمقاله سازمان روحانیت (کتاب ده گفتار)ودر مورد قدرت ولایت فقیه درکتاب «انقلاب اسلامی» به صراحت وشفافیت تمام بیان کرده است.
آقای میرحسین موسوی باید توجه داشته باشند که اکنون دوره جنگ نیست؛وبه قول آقای هاشمی رفسنجانی (پس از پایان جنگ)،وقت«مانورتجمل»است؟!
آقای میرحسین موسوی!
هرچند دراین سالهای پس از جنگ، وضعیت اقتصادی منجربه فقیرشدن مردم وانقلاب شده است و« مانورتجمل» اختصاصی شد،اما شما با انتخاب شدن، باید فرمانده خوبی باشید،نه فرمانبرخوب؛آنزمان فقط فرمانبرخوبی بودید!
آقای میرحسین موسوی!
باید پاسخ دهید که دراین سالها چرا سکوت کردید؟و در مقابل حوادث پیش آمده هیچ نوع اعتراض یا تائیدی ازخود بروز ندادید و به «مجسمه سازی» مشغول بودید...
آقای میرحسین موسوی شما بهتراست مجسمه ای ازسکوت 20ساله خود بسازید![2]
1-رجوع شودبه صحیفه نورجلد21ص11:
«جناب آقای موسوی نخست وزیرمحترم،نامه استعفای شما باعث تعجب شد حق این بود اگر تصمیم بدین کارداشتید لااقل من ویامسئولین رده بالای نظام رادرجریان می گذاشتید.درزمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام، فرزندان خودرابه قربانگاه می برند چه وقت گله واستعفا است!..»
واین را اضافه می کنیم سکوت وعدم واکنش شما به مسائل جامعه دراین 20سال چگونه توجیه می شود؟ دیکته نانوشته غلط ندارد!
2-رجوع کنید به یادداشت اینجانب درهمین وبلاگ به نام :«مُسهل»(یبوست سیاسی)